أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

660

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

بيش از آنى بود كه با نيروى سلاح انجام مىدادند . از جملهء پرداختىهاى آنان ، گندم بود كه به هر خانه‌اى در حرمين مىدادند ؛ چنان كه ديگر چيزهايى كه مىدادند به بسيارى از طبقات مردم مىرسيد . چهره‌ها و اشراف هم مناصب عالى در بلاد عثمانى به دست مىآوردند ، چيزى كه ديگران كمتر از آن بهره مىبردند . اين مطلب تأثير خاص خود را به مرور زمان بر سرنوشت اين بلاد داشت و مردم در مىيافتند كه در كنف آل عثمانى مىزيند و از بخشش‌ها و عطاياى آنان در زندگى چندان بهره‌مند مىشوند كه نيازى به كار جدى در دنيايشان ندارند . آنان در سايهء اين بخشش‌ها ، وابسته شده ، در وجودشان احساسى شكل مىگرفت كه آنان را با آل عثمان مربوط مىكرد و حس اطاعت را در آنان نسبت به عثمانى بر مىانگيخت ، به طورى كه در بيشتر مناطق ، يكسره به فرزندان خود ، دوستى سلاطين آل عثمان را القا كرده ، براى عزّت و قدرت آنان ، دعا مىكردند . رجال باديه هم جز در انديشهء گرفتن حقوق خويش از عوايد مقرّره توسط دولت نبودند . اما زمانى كه اين رواتب قطع يا كم مىشد ، هيچ تأملى در شورش بر آنان و راهزنى به خود راه نمىدادند . عثمانىها هم به بركت پول‌هايشان به رغم غرولند برخى از قبايل كه در وقت نياز به پول ابراز مىكردند ، توانستند نفوذ خود را در حجاز ، به مراتب به بيش از آنچه در دورهء اوّل عثمانى بود ، برسانند ؛ چرا كه در اين دوره ، شاهديم كه شورش اشراف در مقايسهء با دوران اجدادشان كمتر شده است . كما اين كه آنان را در اين دوره ، نسبت به اوامر دولت مطيع‌تر ديده و شاهديم كه از خشم دولت عثمانى در قياس با دوران گذشته ، بيشتر نگرانند . در دوران گذشته ، شاهد بوديم كه اشراف ، اميرى بعد از امير ديگر نصب مىكردند و تنها از دولت مىخواستند تا او را تأييد كند ؛ و كمتر اتفاق مىافتاد كه صنجق ترك جده بتواند روى حرف آنان حرف بزند ، اما در اين دوره آن وضعيت دگرگون شده و صنجق جده كه اكنون به نام والى ترك به مكه منتقل شده است مىتواند سرنوشت امارت را در اختيار گرفته ، اميرى را بعد از امير ديگر نصب كند و سپس رأى خود را به دولت عثمانى بنويسد تا رأى آنان و دستورات آنان را در اين‌باره بگيرد .